تبلیغات |
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد
مجید و سعید ق 1
--مامان ببین
این داداشت چقدر كلكه.فكر می كنه من نمی فهمم. -- اا...ببخشید آقا سعید.حال شما خوبه؟ببخشید كه مزاحمتون شدم. - نه خواهش می كنم.امری داشتید در خدمتم؟الان مجید دم دست نیست ولی اگر پیغامی دارید بفرمایید -- نه ممنونم عرضی نیست.چیز مهمی نبود.یه خرید كوچولو بود كه مهم هم نبود. - بگید من براتون می خرم تو راه می دهم دم خونتون. -- نه ممنون.شما خیلی لطف دارید.(حس كرد سوتی داده.سعی كرد جمعش كنه. ) به دایی بگید بمن زنگ بزنه. - باشه.چشم .ولی می دونید كه اون یادش می ره. -- بله طبق معمول....( دخترك فكر كرد كه چطور می تونه كمی صحبت رو طولانی تر كنه.ولی فكری به نظرش نرسید.بعد از یك سكوت كوتاه ) خوب مزاحمتون نمی شم.امری ندارید؟ - عرضی نیست.به مامان اینا سلام برسونید. -- سلامت باشید .شما هم همینطور - خداحافظ. -- خداحافظ و تماس قطع شد.دخترك از شادی در پوست خودش نمی گنجید.مدتی بود كه حس می كرد به این اقا سعید رفیق دائیش یه حس خوبی داره.به مرجان گفته بود.مرجان می گفت اقتضای سنمونه.الان از پسرها و مردهای اطرافمون خوشمون می اد و زود عاشق میشیم.باید خودمون روكنترل كنیم و به روی خودمون نیاریم.خوب مریم دانش اموز پیش دانشگاهی بود.ولی چیزی كه از همه چیز مهم تر بود براش حس سعید بود.نمی دونست دوستش داره یا نه.این سعید ادم با محبتی بود.خیلی هم به مریم احترام می گذاشت ولی هیچ كار اشتباهی نمی كرد .نه یه رفتار عاشقانه ای و نه یه اس ام اسی یا نه یه نامه ای.فقط گاهی وقتی مریم حواسش نبود به مریم خیره می شد.و خوب نگاهش می كرد .نگاهی كه مریم به نظرش عاشقانه بود.ولی .... . .......... این داستان ادامه دارد پی نوشت :طرح یه داستان امده تو ذهنم.امیدوارم بتونم تمومش كنم.ممنون می شم نظر بدید شاید كامل تر شد.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
تقدیم به مریم مقدس
عاشق كسی نشو كه ادعا می كند دوستت دارد عاشق كسی باش كه لایق توست و خداوند خودش محافظ بندگان برگزیده وخاص خود است.نمی گذارد شیادی بجای استخدام پرستار برای بچه هایش به بهانه ازدواج انها مورد سواستفاده قرار داده به غربت به اسیری ببرد. وخداوند بهترین انتخابهایش را به كسانی می دهد كه انتخابشان را به خدا واگذار كرده اند.
درست است كه گاهی احساس فردی بر عقل جمعی می چربد ولی با به تجربه دلسوزان و خرمندان و ریش سفیدان اطمینان كرد و خدارا شاكر بود و به مصلحت راضی. من همواره معتقد بوده ام كه انهایی كه در همان اوایل ازدواج متوجه ناتو بودن( منظور شیاد و سیاس ،نامرد،بی بوته و...)طرف خود می شوند باید تا اخر عمر شاكر باشند زیرا انها قبل از انكه وارد یك راه یك طرفه بشوند و یا به اصطلاح دچار تلخی بی پایان بشوند دچار پایان تلخ شده اند و این پایان تلخ به نظر لطف خدا است.مثلا ما اگر در همان مراسم بله برون،خواستگاری و یا عقد متوجه پوچ و واهی بودن ادعاهای طرف خود بشویم بسیار برنده تر هستیم و از دامی بزرگ گریخته ایم تا مثلا بعد از ازدواج و بچه دار شدن و وارد شدن به یك راه بی برگشت.در ان صورت ها عموما برگشت شجاعت بسیار بزرگتری میخواهد و خسارت بسیار سنگین تری را وارد می سازد ولی اگر مثلا در بله برون متوجه بشویم كه طرف هیچ ارزشی برای ما قائل نیست و تمام ادعاهای عشقی اش بی پایه است (كسی بین كار و شما كار را انتخاب می كند.كسی كه به یك همسر احتیاج ندارد بلكه دنبال پرستار است و... براستی اگر او پرستار بگیر بود چرا تاحالا نگرفته بود.فكر می كنم وقتی می گفت بعد از ازدواج پرستار هم می گیرم منظورش این بود كه بعد از ازدواج پرستار هم گرفته ام)نهایت یك هزینه بله برون را از دست داده ایم كه انهم فدای یك تار موی شما.
بیش ازاین اطاله سخن نمی كنم. هر كس از فهم خود شد یار شما منهم به اندازه فهم ناچیز و تجربه اندك خود و به حسب وظیفه وقدردانی و نمك شناسی انچه درچنته داشتم عیان نمودم باشد كه مورد پسند واقع شود. می دانم كه در خانه كسی هست پس یك حرف بس است.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
كتاب بازیها دارم جدیدا كتاب بازیها نوشته اریك برن رو می خونم. به این نتیجه رسیدم كه چقدر من روانشناسی رو دوست دارم.(البته هروقت كتاب های مدیریت رو می خونم هم همین حس رو پیدا می كنم) همون اوایل كتاب یه جمله داره كه به نوعی اساس كتاب رو این جمله است:اگه نوازش نشی مخت می پكه بعد كلی از روابط انسانی رو با این جمله توجیه و تفسیر می كنه. بزودی در موردش بیشتر خواهم نوشت پی نوشت:الان دوباره امدم عسلویه.ولی این بار فاز 22 و 24.واقعا حجم كار انجام شده نسبت به دفعه قبل خیلی زیاد است و مهندسان و نیروهای متخصص كشورمان دارند به سرعت و با قدرت در این فاز كار می كنند.انشالله كه هرچه زودتر به بار بشیند و به مرحله راه اندازی برسیم. دوتا جمله هم به نظرم قشنگ امد: 1 - مشكلی كه با پول حل شود مشكل نیست هزینه است 2- در سرزمینی كه سایه ادمهای كوچك بزرك شده باشد یعنی افتاب در حال غروب است.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
روز زن مبارك باد دیروز می خواستم روز زن رو تبریك بگم.ولی نگفتم.(چراش بماند)
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
مهریه
مدتهاست كه می خوام در موردش بنویسم. نمی دانم در قبل از اسلام هم چیزی بنام مهریه بوده است یا نه.ولی در هر صورت می دونم ما بخاطر اون مهریه نمی دیم و تعیین نمی كنیم. ما بخاطر اینكه اسلام برای زن مهریه تعیین كرده چنین چیزی را موقع ازدواج معین می كنیم. خدا در قران می فرماید چرا بت درست می كنید بعد خودتان انرا می پرستید( نقل به مضمون). معتقدم مهریه امروزه یكی از این چیزها است.یعنی خودمون الكی بزرگش كردیم حالا موندیم باهاش چكار كنیم. ببینید اونیكه اسلام گفته :هدیه و یا مبلغی است كه مرد باید در اول ازدواج بپردازد و یا نهایت به ذمه اش بماند تا خیلی زود بپردازد.اصلا كاری به فلسفه اش ندارم چون رفتم خوندم و به هر دلیلی عقلانی هم كه باشه در اسلام و پیامبر ان گفته مهر زن هرچه كمتر باشه ان زن با بركت تر است و غیره.و اگه مهر ارزش زن بود مهر حضرت فاطمه باید بسیار بیش از آنی باشد كه ما می دانیم. ولی ما امروزه این قانون رو دچار بدعت كرده ایم.مثلا اگه شما موقع خواستگاری بگویی :10 سكه یا 2 میلیون پول و بگویی حاضری نقدا بدی.بهت می خندند(اگه بیرونت نكنند).بعد می گن 400 تا.و تا بخوای چیزی بگی می گویند مگه قراره بدی؟اگه خواستی طلاق بدی باید بدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی مهریه وسیله ای شده تا زن به بیخ ریشت بسته شه.و جرات طلاق دادنشو نداشته باشی.
شاید در گذشته این معقول به نظر می رسید.اما امروزه قضیه فرق می كند.به این معنی كه بعد از ازدواج زن خود را لایق تمام ازادی ها می داند و خود را با تو برابر می داند و چون كار هم ممكن است بكند یا نه.در هرصورت دلیلی بر فرمانبردن از تو ندارد و اوهم یكی است مساوی تو.فقط تو بهش از روز عقد به بعد 200 میلیون( مثلا 500 سكه) بدهكاری. خوب رفتار یه طلب كار 200 میلیونی با بدهكار كه مشخصه. بهمین خاطر امروزه من زنهای زیادی رو می بینم كه بعد از این بدهكارشون باهاشون خوب رفتار نكرده ازش طلاق گرفتند و لطف كردند دارند ماهی یكی دوتا سكه می گیرند و خوش می گذرونند. و اینجا فقط اون پسره یا مرده است كه علاوه بر اینكه عنوان مرد زن طلاق داده بهش چسبیده محكوم به پرداخت ماهی یكی دوتا سكه است و تا اخر عمر بدبخته. بالاخره یكی باید به این جوونهای مذكر بدبخت بگه: اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این فرهنگ كی باید اصلاح بشه.البته من می دانم كه بعضی از مردها و پسرها هم عوضی هستند و تنها حربه زنها برای انتقام كردن از اینها بخاطر جوونی از دست رفته شون همین مهریه است.ولی به نظرم همینها هم اگه همون اول یه مبلغی رو بصورت نقد ردیافت می كردند شاید هرگز وضع اینطوری نمی شد یعنی طرف وقتی اولش قراربود نقد پرداخت كنه بیشتر ملاحظه می كرد و بعد از اینهم كه یه چیزی رو با هزینه بدست اورده بود بیشتر در مورد نگهداری اش فكر می كرد و .... . بحث در این مورد زیاد می شه كرد.و این اغازی بود بر این مبحث.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
نقدی بر كاركرد دینداری در رفتار سازمانی در مورد نقش دینداری در رفتار سازمانی نوشتم و در انجا كلی مزیت برایكارمند دیندار نوشتم و حدودا هیچ عامل بازدارنده و بدی ننوشتم.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
سفرنامه عسلویه چند روز پیش برای دومین باردر عمرم رفتم عسلویه.رفتم تا یه شبكه ای رو راه اندازی كنم.ولی متاسفانه بسترش فراهم نبود و برگشتیم و احتمالا در هفته اینده دوباره برم.هوای انجا متاسفانه كثیف و الوده بود.البته من متاسفانه به دلایل نامعلومی مسموم شدم و رفتم زیر سرم و چنتا امپول هم خوردم(مدیونید اگه فكر كنید از امپول می ترسم)
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
كاركرد دینداری در رفتار سازمانی
مساله ای كه جدیدا فكر مرا بخود مشغول كرده است نقش دینداری در رفتار سازمانی فرد است.یعنی رفتارها و كاركردهای یك كارمند دیندار با یك لامذهب چه فرقی می كند و چه تاثیراتی در راندمان و كارایی و تولیدو یا خدمات سازمان دارد.البته باید قبل از پرداخت عمیق به این مساله كه هنوز خودم هم به ان نپرداخته ام واژه های سازمان،كارمند،دین،دینداری ،راندمان و كارایی سازمان را تعریف كرد.
سازمان :شركت یا،موسسه یا كارگاهی كه شخص مورد نظر در ان كار می كند كارمند :به شخص شاغل گفته می شود كه می تواند رسمی ،قراردادی و یا ساعتی باشد. دین :در این مقاله منظور ما دین اسلام است.والا اگر دین را بعنوان اعتقاد در نظر بگیریم بالاخره عموم افراد یك اعتقادات منسجم و مشخصی دارند.البته می توان دینهای اسمانی
را مورد بحث قرار داد ولی من به عقاید و تاثیرات دینهای دیگر نااگاهم.همچنین فكر می كنم اگر هر دین بصورت مجزا مورد بحث قرار بگیرد بهتر باشد. دین دار : در مورد دین دار كمی بادی دقت كرد.اصولا دینداری با داشتن ظاهر دینی متفاوت است.ظاهر دینی یعنی اینكه ریش داشته باشیم و تسبیح در دست ما باشد.نماز اول وقت و به جماعت بخونیم ،شلوار پارچه ای بپوشیم.پیراهت استین بلند در تنمان باشد و احتمالا دكمه یقه مان بسته باشد و یا كت شلوار داشته باشیم. و در مورد خانمها چادر بر سرشان باشد و یا چادر همراهشان باشد.و ارایش نداشته باشند.و احتمالا ساق در دستشان باشد. تمام
موارد بالا فكر می كنم هیچ تاثیری در افزایش بهره وری سیستم و یا سازمان داشته
باشد.البته فكر می كنم تاثیر منفی هم نداشته بشد. ولی دینداری در اصل یعنی اینكه شخص به دستوارت اسلام مقید باشند.و اعتقاد عملی و رفتاری داشته باشیم. اما چه دستوارت و اعتقاداتی می تواند در افزایش راندمان سازمان موثر باشد: صداقت: در مورد اینكه چقدر به صداقت توصیه شده كه شكی نیست.تاثیر صداقت این است كارمند دروغ نمی گوید به رئیس خود و همچنین همكارانش و این خودش موجب اصلاح رفتاری اش می گردد عدم غیبت:كارمند پشت سر همكارانش و روسا غیبت و بدگویی نمی كند كه این خود موجب اصلاح روابط و جو حاكم بر سازمان می گردد علم اموزی:در اسلام به شدت بر علم اموزی توصیه شده كه این موجب افزایش كیفیت كارمند می گردد. توجه به حق الناس:توجه به حق الناش موجب می شود كارمند امكانات سازمان و وقت ارباب رجوع را هدر ندهد و تلف نكند. وفای به عهد: موجب می شود كارمند به تعدات خودش عمل كند حسن رفتار و خوش رفتاری: موجب بهبود ظاهر سازمان و وجهه ان در بین مشتریان و ارباب رجوع ها می گردد.همچنین به بهبود روابط درون سازمانی نیز می انجامد. رازداری و امانت داری :موجب می شود كه كارمند اسرار سازمان را لو ندهد و همچنین از امكانات سازمان درست استفاده كند وانرا هدر ندهد. پرهیز از دزدی و رشوه خواری : افزایش سلامت سازمان
در مورد اینكه دینداری چه تاثیری منفی می تواند داشته باشد نكات زیر به ذهنم می رسد : 1- كارمند دستوراتی را كه مخالف دین باشد اجرا نكند مثلا اگر شركت خصوصی است و باید جایی برای فرار از قانون رشوه بدهد كارمند دیندار اینكار را نمی كند و سازمان ضرر می كند 2- كارمند زن سازمان خود را نمی اراید و از مشتریان و مدیران و دیگر كارمندان دلبری نمی كند. 3- برای موفقیت سازمان هركاری نمی كند و مسائل دینی را رعایت می كند
البته باید روی این قضیه بیشتر فكر كرد و كار كرد.و این چیزی بود بصورت الساعه به ذهنم رسید و نوشتم
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
تكمیلی نبود رك رك امد و نصب كردم دنبال پایه برای فوق لیسانس هستم می خوام از امروز برای فوق لیسانس فراگیر پیام نور بخونم.هركی می خواد حامی ام باشه و منم حامی اش باشم ایمیلشو بده تا باهم برنامه ریزی كنم.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
دختر زیبا و خواستگار پیر
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
تدریس سیسكو در خرم اباد لرستان چند وقت پیش از طریق یكی از آموزشگاهی كه باهاش همكاری می كنم كه بروم استان لرستان شهر خرم اباد برای تعدادی از مدیران و كارمندان آی تی منطقه CCNA تدریس كنم كه از شنبه همین هفته رفتم و امروز صبح برگشتم و البته سه روز دیگر هم باید در هفته بعد بروم.از كلاس خودم هم راضی ام و خوب برگزار شد.البته فعلا سوئیچینگ و مباحث مربوطه را گفتم و رویتیگ موند برای هفته بعد.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
یه ایده
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
بدون شرح 2
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
بدون شرح 1 اعتبار مردها نزد زنها به اندازه موجودی حساب بانكی رفتاری آنها است.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
درباره وبلاگ:![]() آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|