|
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد
تجربه امروز
امروز روز بارونی و سردی بود و زمستون هم یه چشمه از خودشو نشون داد قرار بود با بچه ها درس بخونیم تو راه که داشتم میرفتم واحد ری (امتحانات ) همش تو این فکر بودم که بچه ها تو این سرما و بارون قبل از امتحان کجا میرن درس بخونن آخه تو ساختمون که نمیشد بری وقتی رسیدم دیدم یه سری هستند ولی از همه خبری نبود زنگ که زدم دیدم یه ابتکار جالب به خرج دادن .........
ادامه مطلب
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی مطالب جالب
خاطره تلخ دانشجویی یك خاطره تلخ دانشجویی دارم كه لذت تعریف كردن ندارد ولی همیشه احساس بدی دارم از نگاه بدی كه بر اثر این اتفاق در یك ناشناس پیش امد.
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
افطاری
با سلام
نوع مطلب :حرفهای خودمانی خاطرات دانشجویی
محیط مناسب تو عید رفته بودم شمال و در حال دو چرخه سواری بودم یهو دیدم وسط اسفالت یه گیاه سبز شده.و حتی گل هم داده.برام جالب بود.عكساشو می زارم در ادامه مطلب.
اولین چیزی كه به نظر ادم میرسه:به به.عجب گل مقاوم و خستگی ناپذیره.این گل تك و متفاوته.تنها تونسته با استقامت خودش حریف اسفالت بشه و ... .اصلا قدرت اراده یعنی همین و ... . اما نكته دوم توجه به این نكته است كه شمال شرایط اب و هوایی مناسبی برای رشد گیاهان دارد و علت اصلی رشد این گیاه و گل دادنش نعمت بهره وری از محیط مناسب است.پس بر همه لازم است تا می توانند سعی كنند محیط مناسب برای رشد دیگران ایجاد كنند. راستی در همینجا اعلام می كنیم كه منتظریم كه خاطرات و عكسهای خود از تعطیلات نوروزی برایمان ارسال كنید تا منتشر كنیم برای بقیه دوستان
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
تیم دودكشهادقت كرده اید كه مدتی است وبلاگ سوت و كور شده؟و هیچ نویسنده ای مطلب نمی نویسه. یه خاطره بگم از سوت و كوری در بیاد. با توجه به اینكه ماه مبارك رمضان است خاطره مرتبط تعریف می كنم. ادامه مطلب
نوع مطلب :حرفهای خودمانی خاطرات دانشجویی
write protect
مدتی پیش یك یاز دوستان یك فلش مموری بهم داد كه نمی شد فرمتش كنی و نه میشد روش چیزی بنویسی و نه قابل پاك كردن بودن و همش ارور می داد كه این رایت پروتكت است اون موقع یكی باهاش ور رفتم و بعد گفتم ببردش گارانتی. تا اینكه دیروز یك ادمی كه باهاش رودروایسی داشتیم تو افطاری بهمون یك عدد فلش 8 گیگ ترنسند داد كه اقا این خرابه.شما می تونی درستش كنی؟ یه طوری كه یعنی ان نفر نتونستند شما هم نمی تونی.دیگه قصضیه حیثیتی شد.اول ویندوز و بعد رفتم تو لینوكس.ولی نشد كاریش كنم. بعد دیگه افتادیم دنیالش تا خود سایت ترنسند و كل ایبوك ها و هلپهای موجود در اینترنت. بالاخره با یه برنامه كه از سایت خود ترنسند گرفتم به نام OnLineRecovery.exe تونستم حلش كنم و با افتخار تحویل صاحبش ( چشماش گرد شده بود) دادم(البته دو ساعت كار كردم و چهل روش و برنامه مختلف-از تغییرات رجیستری تا ...) پی نوشت: 1-زود تسلیم نشوید.با تلاش بیشتر قطعا از پسش بر می ایید. 2- اگر فلشتون اینجوری شد بدونید كه راه حل داره و دوستانتون در پیام نور مركز تهران تونستند حلش كنند. 3-بعضی وقتها دوستان یك سوال و یا مشكل عجیب از م می پرسند و توقع دارم من اسم یك برنامه رو بگم و مشكل حل شه.ولی می بینید كه بعضی وقتها باید چندین برنامه رو امتحان كرد و تو اینترنت سرچ كرد تا به جواب رسید.
ضایع شدن خفن توسط استاد
مدتی پیش با یكی از اساتید كه مثلا با من خیلی خوبه.ومثلا هوام رو داره و .... .درس كاراموزی بر داشتم. بعد رفتیم كاراموزی (مثلا) بعد هم یه گزارش ابكی ( طبق توضیحات كارشناس آموزشی) نوشتیم و دادیم به استاد.گفت برو فردا بهت خبر می دم. فردا شد یه هفته.دیدیم نه.ازاستاد خبری نیست.موبایلشم فكركنم زنگ زدم برنداشت. تو دانشگاه بودم همین جوری یه نگاه تو برد كردم و دیدم به به استاد همین كلاس بقلی كلاس داره.گفتیم چه خوب. البته من ترم قبلش با استاد عزیز درس داشتم و معمولا هم دیر می رفتم سر كلاس و استاد چیزی نمی گفت. البته تو كلاس تیكه بارمون می كرد ولی می گفت چون دوستت دارم بهت گیر می دم .ماهم تو رفاقت كم نمی اریم بگذریم.رفتم در زدم و با احترام درو باز كردم و با لب خندون گفتم:استاد ! انتراكتون(break یا همون استراحت) كی شروع میشه مزاحمون بشم. چشمتون روز بد نبینه.استاد نه گذاشت و نه بر داشت( نمی دون این اصطلاح چرا اینمواقع به كار می ره) خیلی جدی و تو مایه های داد گفت:«آقای كلانتری!شما با این قد و هیكل و سواد و ادعا هنوز اینقدر شعور نداری كه وقتی استاد تو كلاس هست درو باز نكنی بیایی تو.بفرمایید بیرون»
منو می گی!یخ كردم.اصلا موندم چی بگم.گفتم ببخشید و امدم بیرون. برای من خاطره گریه اوری بود ولی زندگی كه مجموعه خاطرات ماست پر از تلخی و شیرینی است.
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
ساخت صفحه لینكسلام احتمالا همه اونایی كه هرروز مثل من تو اینترنت درحال انجام كارهای مفید ( خوب حالا به چه روشهایی می شه این كارو كرد: ادامه مطلب كدوم كلانتری
یكی از دوستان ایمیل زد و خاطره زیر را تعریف كرد: اقای سلیمانی تبار قبل عید به من زنگ زدند و تا من گوشی رو برداشتم گفتن شماره کلانتری رو میخوام اونم گفت :باباسعید كلانتری
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
نیمه شعبان
یادمه یه بار یكی از دوستان كه شنیده بود می خوام برم مسافرت پرسید: -سعید كی میری مسافرت؟ -نیمه شعبان -آخه نیمه شعبان كه تو ماه رمضان است و مسافرت حال نمی ده. انفجار خنده ما.(هنوز هم كه می بینمش بهش می گم :اخه نیمه شعبان تو ماه رمضان است)
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی مطالب جالب
فقط بنویس به خاطره زیر توجه كنید
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی مطالب جالب
اولین امتحان در پیام نور
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی مطالب جالب
قرار با پلیور راه راه(خاطرات دانشجوی)
امروز كه داشتم صبح می امدم اداره.رو راه پیش خودم گفتم كه دیدی بچه ها از خاطرات استقبال نكردند و كلی دوباره پشت سرتون بدگویی كردم( البته تو دلم) ولی امدم دیدم یه دو سه تا خاطره برام رسیده و اینها روزی یه دونه براتون خواهم گذاشت تا بعد.منتظر خاطره های تلخ و شیرین شما هستم. در ادامه مطلب می توانید خاطره پلیور راه راه را بخوانید ادامه مطلب
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی مطالب جالب
ابگرم سرعین
این خاطره بر می گرده به زمانی كه من دانشگاه امیركبیر بودم. اونجا ما هر سال حداقل سه چهار تا اردوی خوب می رفتیم. بچه ها فعال بودند و دانشگاه هم حمایت می كرد و من حداقل 5 تا البوم عكس فقط از اردوی اونجا دارم با اینكه نصفشون رو نتونستن برم. واصلا یكی از دلایلی كه من اینجا اینقدر فعالم و هی می گم بابا بیایین یه كاری بكنیم واسه اینه كه اونجا رو دیدم و ... . مثلا هر سال برای ورودی هاییكه اون سال درسشون معمولا تموم می شد گودبای پارتی می گذاشتند و یه اردوی سه روزه می رفتند.یادش بخیر(یادم می افته دلم كباب میشه) ادامه مطلب
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویی
سلام می دونم ترم داره تموم میشه و الان دیگه واقعا وقت درس خوندن است.خودم هم بزودی شروع به درس خوندن می كنم.ولی زندگی از تحرك نایستاده است.دیروز برام یه اتفاقی افتاد كه براتون تعریف می كنم ولی منو به فكر انداخت كه بیاییم برای هم خاطراتی دانشجوییم رو( چه اوناییكه در این دانشگاه رخ داده چه دانشگاههای دیگر) تعریف كنیم. هم می خندیم و هم می مونه برای آیندگان و هم برای خودمون دوباره خاطره میشه. چون اگه ننویسیمشون باور كنید پاك می شه و یادمون می ره.همون طور كه من كلی از خاطراتم یادم رفته دوستان نویسنده می تونند مستقیما خاطره بنویسند بقیه دوستان هم به من ایمیل كنند من منتشر می كنم به اسم خودشون یا به نام گمنام.این دیگه سلیقه خودشون است. ایمیل من s_k_m_58@yahoo.com خودم هم بعنوان اولین نفر شروع می كنم ادامه مطلب
نوع مطلب :خاطرات دانشجویی
برچسب ها: خاطرات دانشجویی
درباره وبلاگ:![]() آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|